درهوشياري تاريخ شكي نيست ،هرآنچه آموخته است
به آيندگان
خواهدآموخت
ياسان
-
دهم بهمن ماه
جشن سده جشن آتش خجسته باد
ستايش
پاك توراباشد،اي آتش پرگهر،
اي
بزرگ ترذين بخشو.ده ي اهورامزدا
اي
فروزنده اي كه درخوري ستايش را
مي
ستاييم تورا،كه درخانه مانمان افروخته اي
اوستا ...آتش نيايش
بيست ونه بهمن
سپندارمذ
روز زن خجسته باد
تمدن ايران برخواسته از خرد
مردميست كه بر آن اراده نموده اند ياسان
فردوسي بزرگترين
حماسه سراي جهان
باشد كه ما از زمره رستاخيز كنندگان باشيم وبه رهبري ديگران
بپردازيم
هگل
فيلسوف آلماني
:
اصل
رشد با تاريخ ايران آغاز ميگردد و
تشكيل شاهنشاهي ايران بطور مخصوص آغاز تاريخ جهان است
هگل
: بر طبق سنت تاريخ، هر فرازي فرودي دارد و تمدن ايران
پس از واژگوني سكوي پرتاب تمدن هاي ديگري بود كه بشر رابه
پيشرفت امروزين رسانده است
هگل :
در آیین زرتشت خداوند دارای شکوه
وزيبايي
است و این محبوبیت به خاطر نیکی آن است....خدای زرتشت عین نیکی
است
هگل:
نور دانش برای
نخستین بار با پیدایش زرتشت در تاریخ
آغاز به درخشش
کرد
هگل:
راستی ،
پایه ی فرهنگ اهورایی و ریشه ي اخلاق فاضله
است
پرفسور رمان گيرشمن
: ايرانيان نخستين ملتي بودند كه امپراتوري جهاني به وجود آوردند و روح عدالت و آزادمنشي را
تا آن زمانبر بشر مجهول بود بسط و اشاعه دادند
گیریشمن
:
شاهان هخامنشی نخستین پادشاهان بودند که وحدت عالم شرق و به عبارت دیگر جهان متمدن
آن روزگار را بنا کردند که تا آن روز
سابقه نداشت . ایرانیان نه تنها تمدن شاهنشاهی
را در جهان پایه گذاشتند بلکه با ایجاد یک تمدن واحد و جهانی منطقه را به زیر نفوذ
خود بردند . هنر آنان به کشورهای بسیاری رفت منجمله به مصر و قبرس و سواحل دریای
سیاه و سکائیان و حتی در هند به وضوح
دیده میشود
گيريشمن
: بدون ترديد در جهان باستان تنها دو قطب بزرگ وجود داشته است که پايه هاي
تمدن بشري و فرهنگ و دانش و خرد امروزي جهان
را پايه گذاري کرده اند يکي از آنان
امپراتوري يونانيان و اروپاييان بوده و ديگري شاهنشاهي آسيايي ايرانيان که بر آسيا
آنروز تسلط
داشته اند ايرانيان بارها در حمله اسکندر و مغول و تاتار و عرب نشان
داده اند که اين تنها فرهنگ غني شان است که آنان را در زير
بار اين حملات وحشيانه
له نکرده است و نه تنها فرهنگ متجاوزان بر آنان تاثيري نکرده بلکه ايرانيان آنان را
تحت فرهنگ خود قرار
داده اند و هيچگاه تجاوز به کشورشان را تحمل نکرده اند همه و
همه اينها حاصل قرنها تجربه کشورداري و فرهنگ و خرد آنان است
پرفسور گیریشمن
:در نظام شاهنشاهی ایران باستان هر شهربان دارای دبیری می بوده است که او ناظر و
رابط بین او و شاه بزرگ را داشته
است . در شهربانان و فرمانداراران احتمال اینکه
خطایی کند و به مردم ظلم نماید زیاد بوده است . به همین دلیل هرزگاهی از طرف
دولت
مرکزی امپراتوری ایران افرادی به نام چشم و گوش شاه در میان عامه مردم نفوذ میکردند
تا خائنین و ظالمین به مردم را شناسایی
کنند . این کار را دبیران کنترل کننده
شهربانان نیز گزارش میکردند
پرفسور كريستن سن
: ابلاغ
كلام
ايزدي كه براي خير مردم بود
، از ايران به همه ي سرزمين هاي جهان رفت ، به گونه اي
كه
مردمان جهان از پيشرفت و ترقي بهره مند شد
پرفسور کریستن سن -
از بزرگترین ایرانشانس
جهان
حماسه ملی ایرانیان و آرمان شاهنشاهی آنان از پیوند خوردن دو عنصر مهم
پهلوانی و دانایی
به هم تشکیل شده است ولی به عنوان عامل سوم باید پارسایی را به آن
افزود
پرفسور کریستن سن :
شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه جوانمرد بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در
روابط سیاسی اش
دیده میشده در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگرو
فرستادگان کشورهای دیگر سرلوحه دولتش بوده است . که
این قوانین امروز روابط بین
الملل نام گرفته است
رابرت ويزون
:
سرآغاز تاريخ
ايران تا پانزده هزار سال به عقب مي رود
پروفسور
ميلز:
نام
آورترين پژوهشگر اديان درجهان:
سخنان زرتشت
در
چندين هزارسال پيش ، امروز مارا از بندها رهائي
ميبخشد
فردریک ویلهلم نیچه
:
<>زرتشت
نخستین کسی بود که در پیکار نیکی وبدی،
اخلاق را در عبارات حکمت
<>عقلی
بیان نمود و این است
کار
نمایان زرتشت
پرفسور ج . ايليف
:
تا جايي كه در تاريخ زندگي بشر
دانسته
شده هيچ قوم و ملت شرقي مانند ايرانيان تا اين حدود در باختر
زمين
موثر نبوده و سهمي چنين بزرگ در متشكل ساختن و ايجاد فرهنگ
بشر نداشته است
پرفسور ج . ايليف :
با توجه به نقش بزرگي كه انسان آريايي در تاريخ جهان
داشته ، اصل
و ريشه ما و سرزميني كه گاهواره نژاد ما بوده
است ، چه
بيگانه مي نمايد
فرانسیس
پاورکوب:
مشکل
است تصور کنیم اگر زرتشت وجود نمی
داشت،
باور های بشر،اکنون به چه صورت
بود
هنري لوكاس
: پژوهشگران فرهنگ ، از تاريخ ايران كه اهميتي
فراوان دارد ، بسيار غافل مانده اند . ايرانيان نخستين قوم آريايي بودند
كه بزرگترين شاهنشاهي جهاني را كه تا آن روز ديده نشده بود ، بنياد نهادند
ويل دورانت
:
انسان مطابق با تعلیمات زرتشت، سرباز پیاده ي شطرنج
نیست
که در جنگ جهانگیر دائمی، بدون اراده خود در حرکت باشد بلکه
آزادی اراده دارد
ویل
دورانت:
جنبه اخلاقي آيين
زرتشت،عالي تر و شگفت انگيزتر ازجنبه
الهي آن است
پرفسور جیمزدارمستتر:عصرساسانياننه
تنها از لحلظ تاريخ ايران بلكه براي تنام جهان واجداهميت است ايران آن دوره مركز
علم وادب بوده
وسلطنت
چهارصدساله ساسانيبازار تمدن وفعاليتهاي فكربشر بود
پرفسور جیمزدارمستترباستان
شناس:آیین زرتشت در بهترین
مفهومش
آیین زندگی است ، این مذهب دو چیز به بشریت هدیه کرده است وظیفه
ي اخلاقی
و امید، مردی که با این دو سلاح مسلح باشد میتواند
با خونسردی به چهره زندگی و سرنوشت
بنگرد
پرفسورگلدزيهر:
نفوذ
و تمدن ساساني حتا تا امروز در زبان وادبيات وهنرآلمان نمايان است
رابیندرانات تاگورشاعر
بزرگ
هند:
با اینکه زرتشت در میان کسانی
کهبه
اجرای
مراسم مربوط به جادو وجنبل معتقد بودند گرفتار شده بود،امادر
آن
ایام تاریک وتهی از عقل و خرد، اظهار داشت که حقیقت دین در
اهمیتی
است که آن دین از نظر اخلاق دارد و نه در اجرای مراسم
ظاهری
که
دارای ارزش موهوم خیالی است
تاگور
:
زرتشت بزرگترین پیامبر پیشکسوت بود که راه آزادی انتخابدر امور اخلاقی را به روی آدمی گشود.
رابيندرنات تاگور
: شاعر
بلند آوازه هند: زرتشت بزرگترین
پیامبر پیشکسوت
بود که راه آزادی انتخاب در امور اخلاقی را به روی آدمی
گشود
.
رابیندرانات تاگور:زرتشت سرود
یگانگی می خواند و مرا که خود شاعر و سرود سازم،بی اختیار
به سوی نغمهء آسمانی خود جلب می کند.
رابیندرانات تاگور:
زرتشت سرود یگانگی
میخواند
و
مرا که خود شاعر و سرود سازم ، بی اختیار به سوی نغمه آسمانی
خود جلب می کند
ویل دورانت
: جنبهء اخلاقی آیین زرتشت،عالی تر و شگفت انگیزترازجنبهء الهی آن
است
فردریک ویلهلم نیچه
:
زرتشت نخستین کسی بود که در پیکار نیکی وبدی،
اخلاق را در عبارات
حکمت عقلی بیان نمود و این است کارنمایان
زرتشت
فیثاغورث : بر طبق تعلیمات
زرتشت،خداوند با راستی یکسان است
و-
بارثولد دانشمند روسي :درمرورزمان
، شاهان ساساني درخاورزمين بعنوان فرمانرواي تمام جهان شناخته شد
پرفسور
اشپیگل
:زرتشت و
دوران او،از مهمترین دورانها رشد و تکامل آدمی محسوب میشود و آیین زرتشت،دینی است
که ازپیروانش میخواهد
از کشتن بی جهت حتی حیوانات ُخودداری کنند واین دستور در آن هنگام داده شده که
اجداد فرانسوی ها وانگلیسیها عادت داشتند،قربانی
های انسانی را تقدیم خدایان خونخوار خود بنمایند.
پرفسور اشپیگل
:
زرتشت و دوران او، از مهمترین دورانهای رشد
وتکامل
آدمی محسوب میشود و آیین زرتشت، دینی است که از
پیروانش
می
خواهد
از کشتن بی جهت حتی حیوانات
ُخودداری کنند و این
دستور
در آن هنگام داده شده که اجداد فرانسوی ها و
انگلیسیها عادتداشتند،
قربانی های
انسانی را تقدیم خدایان خونخوار
خود بنمایند
ر.س.رینر:
زرتشت یکی از بزرگترین نوابغ دینی است که بشریت تا کنون دیده است
گیگر:
دین مزدیسنا پاکترین و متعالی ترین آیینی است که تا کنون دردنیا به وجود آمده است.
فرانسیس گرانت :
زرتشت کار را
مقدس و آنرا عالیترین جلوهء تلاش انسان برای خدمت به پروردگار می
داند. می توان گفت شاید در تمام جهان کیشی
وجود نداشته باشد که
برای کار و فعالیت به عنوان وسیله ای برای رستگاری،چنین
شکوه و جلالی قائل شده باشند.
فرانسیس گرانت
:<>
زرتشت کار
را مقدس وآنرا عالیترین جلوه تلاش انسان
برای خدمت به پروردگار می داند. می توان گفت شاید در تمام
>جهان
کیشی
وجود نداشته باشد که برای کار و فعالیت به عنوان وسیله ای
برای
رستگاری،چنین شکوه و جلالی قائل شده باشند
روژه گارودی
: بر این باورم که
پیامبران الهی هیچیک پیامی بیش ازگفتارنیک،پندارنیک و کردار نیک نیاورده اند که اگر دراین مورد با من
هم
عقیده باشی،باید بگویم که هیچکدام زیباتر و بهتر
از زرتشت آنرا بیان ننموده است
موریس مترلینگ
:
قوانین اخلاقی ای که زرتشت تعلیم
داده یکی ازعالی
ترین و ساده ترین مقررات
اخلاقی جهان است؛
مترلینک:
پژوهش در آیین زرتشت از لحاظ مسیحیان خیلی جالب
توجه است
،
زیرا سه چهارم و حتی بیشترباور مسیحیان از ایرانیان گرفتشده
است
سرپرسی سایکس
:
کتاب ایران باستان
در شاهنشاهی کورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده
است .وی هیچگاه عیاشی
نکرد . کاری که اکثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند .
آزادی هایی که داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افکاری داشت
که به راستی متعلق به تاریخ نبوده است
. گستاولوبون :
باید اقرار کرد
که در بین ادیان باستان،هیچکدام از دینزرتشت روحانی
تر و اخلاقی تر و منزه تر از مراسم وآداب خرافات
نیست.
روژه گارودی
ازدانشمندان
فرانسه
:
بر این باورم که پیامبران
الهی هیچ
یک پیامی بیش از گفتارنیک
،
پندارنیک و کردار نیک نیاورده اند که
اگر در این
مورد با من هم عقیده باشی،
باید بگویم که هیچ
کدام
زیباتر
و بهتر از زرتشت آنرا بیان ننموده
است
سرتماس هربرت
<>شاعر
و نویسنده مشهور انگلیسی در قرن 17
تخت جمشید یا پرسپولیس از لحاظ عظمت و ثروت و نعمت در دنیا بی نظیر بوده است .
دون
گاسیاس دو سیلوافیگوروا سفیر فلیپ سوم پادشاه اسپانیا در
سال 1619 که به دربار شاه عباس دعوت شده بود میگوید : این کاخ
از کاخهای روم بسیار با عظمت تر است و بدون اغراق یگانه بنای امروز است
که با عظمتی کامل ( با اینکه این کاخ دچار آتش سوزی
مهیبی
شده بوده است ) باقی مانده است و به نظر من صنعت و کار بشر و طبیعت دست به دست هم
دادند و معنی و مفهوم عظمت را به معنای
واقعی ظاهر ساختند
آمیانوس مارسلینوس مورخ رومی
شاهنشاه
اردشیر دراز دست ( 465-424 پیش از میلاد ) پادشاه توانمندی بود که ما به او لقب مرد
بلند را دادیم ( لانگ من )
. وی کوشید تا قوانینی که در آن روزگار رایج بود مانند
دست بریدن و گوش بریدن و دست بریدن گناهکاران را از میان ببرد و به جای آن قوانین
مجازات انساندوستانه را جایگزینش کند . این کار وی بی سابقه بود
بارتلد:
خاورشناس مشهور روسی
دولت شاهنشاهی ایران نخستین دولت در جهان بوده است که توانست اسیران را عفو کند و
با کشورهای مسخر شده با عدالت
رفتار کند و حکومتهای منظم تر از گذتشه آنان به
ارمغان بیاورد . بعضی ها این رفتار انسان دوستانه آنان را حاکی از نفوذ دین در دولت
پادشاهی آنان
میدانند ولی مادها نیز مذهبی بودند ولی هیچ وقت نتوانستند این قوانین
انسان دوستانه و حقوق بشری را رعایت کنند . ایرانیان همچون رومیان که امپراتور
روم
بوده اند امپراتور آسیا بودند . به جرات میتوان گفت که توسعه معلومات ادبی و علمی
یونانیان که در کتب خود از آن سخن گفته اند فقطدرزیرسایه
فتوحات ایران و تمدن
کهن آن حاصل شده است
آلبر شاندور
نویسنده کتاب مشهور کورش بزرگ
پارسیها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت و شکوهی را در تاریخ
به جای گذاشته اند
که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است . نژادی که حماسه آنان را
همچون آفتابی در تاریکی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان ازخود به جای
گذاشته اند
که برای آیندگان نیز خواهد ماند
روژه گارودی :زرتشت نخستین پیکره ساز عظمت انسانی،بعد تازه ای به آدمیبخشید.بعدی به استواری ستون فقرات و به دوری قطب،که با آنانحرافات طبیعت
را برای انسان ریشه کن کرد و آنرا در اختیار تاریخ نهاد.به یمن این جهد ملکوتی است که انسان توانست پیامبرانه در آینده وسرنوشت خویش
دخیل باشد
ساموييل لنك
:دانشمند
انگليسي:
حقيقت آيين زرتشت به طورشگفتانگيزي
پس از قرن هاي متمادي امروز مطابق با علوم و كشفيات
تازه
است.
اين آيين با وجود آنكه
زمان زيادي ازآغاز آن گذشته است به گونه
اي
اساس آن محكم و درست به جا مانده كه به خوبي
مي تواندنيازهاي
مادي و معنوي امروزه بشر را رفع نموده ، لوازم يك زندگيسعادتمند
نيكي را فراهم آورد و مي تواند به آساني
اختلافات بين ايمان و
عقايد
مذهبي را با علوم و كشفيات جديد مرتفع سازد
پروفسور ويتني : دانشمند
امريكايي:
ايران در آن زمان براي جهان
قوانين
وضع نمود و مذهب به وجود آورد و اين مذهبي است
كه دراوستاي
زرتشت بيانشده است
میلز
: پژوهشگراديان
وایران
شناسان:
سروهای
زرتشت
نخستین
کوشش روشن
و
گویا
را
برای
به
ساختن
و
نو
کردن
دل
مردمان
در
بردارد
و
امروز
هم
در
همه
دین
های
ما
زنده
است
و
شاید
آینده
نیز
بدان
آویخت باشد.
این
سرودها
به
راستی
در
منش يكه
و
بی
همتا
است
و
منش
هرگز
پیر
نمی
شود.
بر
جهان
امروز
است
که
آن
ها
را
به
کار
بندد؛
مری
بویس
باستان
شناسوپژومشگراديان:
دین
زرتشتی
در
تاریخ
ادیان
جایگاه
ویژه
ای
دارد
و
سرچشمه
های
آن
را
چه
بسا
بتوان
تا
روزگارهند
و
اروپاییان
پی
گرفت.آموزه
های
زرتشت
که
جنبه
های
روحانی
واخلاقی
والایی
دارند
،
مطالعه
این
دین
کهن
را
بسی
مسرت
بخش
می سازند
فرانسیس پاورکوب:
مشکل
است تصور کنیم اگر زرتشت وجود
نمیداشت،
باور های بشر،اکنون به چه صورت بود
استرابون جغرافی دان معروف
سرنوشت ایرانیان با حکومت پادشاهیشان چنان بود که در نزد یونانیان نامورترین ملتهای
بیگانه محسوب
میشدند
استرابون :
شاهنشاهان ایران دانشمندترین مردمان را برای دادن آموزش به مردم برمیگزیدند . آنان
افسانه های نیاکان خود را با دانش و کارهای مورد
پسند یزدان پیوند میزدند و به مردم
آموزش میدادند
پرفسور ایلیف
مدیر موزه
لیورپول انگلستان
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت
او در
بنیانگذاری امپراتوری چندين دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزا به یهودیان
و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها
وجود نداشت بلکه کاری عجیب
به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست
پرفسور ژرژ کامرون
استاد
خطوط کهن باستان :
کاخها و نبشته های پرافتخار تخت جمشید یکی از شاهکارهای عالی بشر است که توسط
داریوش
بزرگ و فرزندش خشیارشا بنا نهاده شد . پلکان و ستونهای با شکوه آن در خور
ستایش است
سرپرسی سایکس
من سه بار اين آرامگاه را ديدار کردهام ، و توانستهام اندک تعميري نيز در
آنجا بکنم، و در هر سه بار اين نکته را يادآورده
شده ام که زيارت آمارگاه اصلي
کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتياز کوچکي نيست و من بسي خوشبخت بودهام که
بچنين افتخاري
دست يافتهام. براستي من در گمانم که آيا براي ما مردم آريائي
(هندواروپايي) هيچ بناي ديگري هست که از آرامگاه بنياد گذار دولت پارس و
ايران..
ارجمندتر و مهمتر باشد
.
کنت دوگوبینو فرانسوی :
شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات
میتوان گفت که تقدیر او
را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن خود
باشد
ویدن گرن
شرق
شناس مشهور سوئدی:هنگامی
که آیین یهود
،مسیحیت
و اسلام را مورد بررسی قرار دهیم ، درمی یابیم
زندگیمذهبی
مردم باستان
به ویژه از زمان شاهنشاهی هخامنشیان به
طورقطع،
تحت نفوذ آیین زرتشت بوده است
پرفسور
ویلیام جیمز دورانت
محقق
بزرگ امریکایی
داریوش بزرگ برای آنکه نام خود را برای آیندگان جاودانه بگذارد دست به بنا نهادن
کاخهای
پرسپولیس زد . هنر و معماری این کاخ عظیم به جرات از معبد کرنک و تمام
کلیساهای اروپا و میلان زیبا و باشکوه تر است . پله های باشکوه
کاخ در تاریخ بی
نظیر است . شاید بتوان گفت که کاخ صد ستون سنگی و کاخ آپادانا زیباترین
بناهای تاریخ جهان در عهد قدیم و عهد جدید باشد
که به دست آدمیزاد ساخته شد
.
ويل دورانت:
در زمانهای متاخر که دین از دست پیامبران خارج شد
ودر
سلطه پادشاهان و سیاستمداران قرار گرفت، خداوند بزرگ به شکل
شاه
عظیم الجثه ای در آمد که عظمت هولناکی را دارا بود..
بزرگترین
کاری که به دست زرتشت انجام گرفت آن بود که خدای خود
را
به صورتی بیان کرد که برتر و نزدیکتر از همه این حرفهاست
هرودوت
پارسیان ( در زمان شاهنشاهی هخامنشی ) دروغ گويي را بدترين عيب مي دانستند. و
براي آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتي
از وام خواستن نيز خودداري مي
كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود. آنان از آداب دهان
افكندن در آب و در
رهگذرها و در نزد ديگران اباء داشتند و آن را امری بسیار نکوهیده
می پنداشتند . در آب روان دست و رو نمي شستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند.
ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكي به ورزش هايي مانند دويدن، تحمل سرما و
گرما،بكار بردن سلاح هاي گوناگون، سواري و ارابه
راني عادت ميدادند و بزرگترين
صفات آنان مردانگي، رشادت ودلاوري بود. از ديگر ويژگيهاي ايرانيان محترم داشتن
همسايه بود، به كساني كه در
راه نگهداري ميهن و حفظ كشور خدماتي عرضه داشته بودند،
پاداش هاي بزرگ مي دادند. ازرشوه گيري ، دزدي و تصرف در مال ديگران خودداري
مي
كردند. از پرخوارگي و شكم پرستي پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمي خوردند.
و شكار را به اعتبار جنبه ورزشي آن دوست داشتند.
دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان
آن زمان جنبه عملي پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي
اخلاقي آنان نسبت به اقوام
ديگر مي شد
هردوت
: مردم
پارس، كوروش را پدر میخواندند و در ميانشان، هيچ كس يارای برابری با وی را نداشت(هينتس،
1380، ص100)
هرودوت :هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند . از اینرو من کتابم را
درباره ایران و یونان
نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه
به فراموشی سپرده نشود
اميو آ:کوروش با
همه علاقه و اعتقادی که به اهورا مزدا داشت هيچ گاه
درصدد بر نيامد که او را به ملت های مختلفی که امپراتوری او را تشکيل می دادند
و افکار و اعتقادات آنهاهيچ
گونه مطابقتی با پارسيان نداشت تحميل کند. او به همه اديان
احترام می گذاشت.
(کوروش پادشاه ايران)
گزنفون:يكي
از مورخين نامدار جهان
ما می
دانيم که کوروش مورد اطاعت دورترين ملت ها بود چه
آنها که فقط چند روز راه با او فاصله داشتند و چه آنها
که
به قدر ماه ها راه از او دور بوده اند و حتی ملت هايی که
هيچ گاه او را نديده بودند. همه بی آنکه مجبورباشند
خود را به زير سايه قدرت او
می ديدند."(کوروش
نامه.)
گزنفون:کوروش در ذهن آدميان نه تنها خاطره يک سلطان بسيار بـــزرگ و مقتدر ،بلکه ياد يک پادشاه خوب و عادل را بر
جا
گذاشته. او در ميان رعايای خود و حتی در ميانکسانی که میهن آنها به امپراتوری او ضميمه شده است
وجهه
خيلی خوبی دارد.بارها و بارها در مناطق که
تقريبا بدون جنگ و خونريزی به تصرف می آورد
هميشه به عنوان يک
منجی آزادی بخش از وی استقبال به
عمل آمده."
گزنفون
تاريخ نگار
نامدار يوناني
مهمترین صفت کورش دین داری او بود
,دومین
صفت کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود
گزنفون
ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان
ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا کردیم . نخست
نژاد اصیل آریایی او و بعد
استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است
گزنفون:"پروردگار كوروش را علاوه بر خوی نيك، روی نيك نيزداده و دل و جاناش را به سه وديعهی والای "نوعدوستی،
دانايی، و نيكی" سرشته بود. او در ظفر و
پيروزی هيچ مشكلی را طاقتفرسا و هيچ خطری رابزرگ نمیپنداشت
و چون از اين امتيازات خداداد جهانی و
روانی برخوردار بود، خاطره و ناماش تا به امروز در
دلهای بيدار مردم روزگار،
پايدار و باقی است"(سيرت كورش بزرگ، ص 4). وی می افزايد:كدام وجودی مگركوروش از راه جنگ و ستيزصاحب
امپراتوری عظيمی شده
است ولی هنگامی كه جان به جان آفرين داد،
همهی ملل مغلوب او را "پدری محبوب"
خواندند! اين عنوانی است كه به "ولی نعمت" میدهند نه به
وجودی "غاصب" (همان، ص 8-367).
دیودور سیسیلی
: 3000
شتر از شوش آورده شد تا اسکندر طلاها و خزانه پادشاهی ایران را تخلیه کنند .
شاهنشاهی ایران مملو از طلا و جواهرات
بود و به راستی ایرانیان ثروتمندترین قوم
منطقه بودند
استرابون
جغرافی دان
جوانان ایران در زمان شاهنشاهان هخامنشی از 5 سالگی تا 24 سالگی آموزشهای تیر
اندازی - نیزه افکنی - اسب دوانی و راست
گویی میدیدند . مربیان آنان را در جایگاهی
ویژه گرد می آوردند و پیش از طلوع خورشید با شیپوری آنان را گرد می آوردند .
فرمانده یک گروه
جوان 50 نفری به عهده یک شاهزاده یا یک فرمانده مدبر بوده است .
آنان در دشت ها و کوهها در برابر خورشید - سرما - گرما دوره میدیدند
آلبر شاندور
فرانسوی : کتاب شاهنشاهی کورش بزرگ :کورش
یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای کسی که
دشمن خودش بود
. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد
و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش
او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و او آمده است که به آنان
آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین کتیبه های
شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های خطا کار و
بریدن دست و پای آنان خبر میده
آلبر شاندور :شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی
نشد . بلکه عکس آن صادق است زیرا
با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد
شاندور:"قرن او
که به راستی بايد قرن کوروش ناميد گواهی روشن بر ارج و قدر
انسانی ،بر ترقی و تحول اجتماعی و بر يک سبک اداره منظم و
عادلانه
است.هنر و فنون در دوران او از محيط خفقان آوری که در آن هر
آفرينشی اگر به خاطر خدايان نباشد بی ارزش است در می
آيد.زندگی
اقتصادی يک مملکت هيچ وقت به اين راحتی و شکوفايی نبوده
است."(کوروش
کبير.)
شاندور:"کوروش
هيچ گاه نمی خواست خود را به صورت يک سلطان بی رحم و ظالم
نشان دهد و هميشه در طول جنگ هايش می خواست که پيروزی
با کمترين کشت و کشتار بدست آيد.او هيچ گاه آن احساس لذت بردن ازمرگ حريفان واز کشتن کسانی را که اغلب درهم شانان خود ديده
بود نداشت
و عاری از هوس اختراع شکنجه های عجيب و شيوه
های تازه کشتن بود. او دستخوش چنين وهم و گمانی نيست که ماموريت
يافته باشد ملت ها را
بی امان نيست و نابود کند. و يا آنها رابصورت
برده ای در آورد که منحصرا برای خدمت به نژادی به خيال خودش
برتر و اصيل تر اختصاص
يافته اند. او به اعتقادات مذهبی بيگانگان
احترام می گذاردو قضيه خدايان رانده شده از بابل کافی برایاثبات
اين مدعی است.
ر.شوبرت
:کوروش در ذهن آدميان نه
تنها خاطره يک سلطان بسيار بـــزرگ و مقتدر ،بلکه ياد يک
پادشاه خوب و عادل را بر جا گذاشته. او در
ميان رعايای خود و حتی در
ميان کسانی که میهن آنها به امپراتوری او ضميمه شده است وجهه خيلی
خوبی دارد.بارها و بارها در مناطقی
که تقريبا بدون جنگ و
خونريزی به تصرف می آورد هميشه به عنوان يک
منجی آزادی بخش از وی استقبال به عمل آمده."
ر.شوبرت
:"کوروش براستی يکی
ازشريفترين چهره های عهد باستان است.که همه
به طيب خاطر او را "پدر ملت "
می
ناميدند
تورات:(اشعيا
نبی.باب 44.فقره 28)و خداوند
درباره کوروش می گويد که او شبان من است و
تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانيد
ژی يوردان و سر لئونارد
وله ی:برگرفته
از تارنماي كوروش وآزادي ...بهرنگبه
غير از کتيبه های نبونيد در بابل که درست کرداری کوروش ورفتار
انسانی او را پس از
تصرف بابل
بيان کرده وسندی تاريخی است "در
معبد ايستار واقع در شهر اوروک(در نيمه راه بغداد و بصره)لوحه هايی
بدست آمد و حميت و مردانگی او را بر ما پيش از پيش روشن ساخت. چرا که عامل بازسازی اين معبد کسی جز کوروش نيست
ونامش
اينچنين
بر يکی از اين لوح ها آمده است: کوروش پادشاه
کشورها از اژيل(بابل)تا ازيلا(در پورسيا) را دوست می دارد."(ژی يوردان)در شهر اور
نيز که معابدش معروف است آجرهايی کشف شده که
نام کوروش بر آنها ثبت شده است(سر لئونارد وله ی)
آخيلوس
:هماورد
ايـرانيــان در نبـرد
ماراتون،
دربارهی كوروش
مینويسد:" او مردی خوشبخت بود،صلح را بـرای مردماناش
آورد… خدايـان دشمن او نبودنـد؛ چـون كــه او
معقول و متعادل بود"
ابن
خلدون
مورخ وجامعه شناس بزرگ مسلمانان در مقدمه خود ميگويد: و
اما ايرانيان بر شيوه ئي بودند كه به علوم عقلي اهميتي به سزا
ميدادند و دايره اين
علوم پس از آنكه اسكندر، «دارا» را كشت
و بر كشور كيانيان غلبه يافت دانش از ايرانيان به يونانيانرسيده است چه اسكندر بر كتب وعلوم
بي شمار و بي حد وحصري
از ايشان دست يافت
ابن خلدون
ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در بر داشتند
که در نتیجه تمدنی کهن را در خود جای داده
بودند و به سبب استمرار شاهنشاهی شان -
شان علوم عقلی نزداشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود . در زمانی که ایران فتح
شد کتابهای
بسیاری از کتابخانه ها آنان بدست آمد که حاصل صدها سال تجربه گذشتگان
بود . در نتیجه سعد ابی وقاص به عمر ابن خطاب نامه نوشت تا در
باره کتابها تصمیم
گرفته شود که در اختیار مسلمان قرار گیرد . عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب
بریزید و یا آنکه آتش بزنید . زیرا اگر چیز
هایی در آنها باشد که برای راهنمایی و
هدایت انسانها باشد - ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست . اگر هم
گمراهی باشد که الله ما را
از اینها نجات بدهد . پس به دستور عمر همه کتابها نابود
گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند
گريسون
:
ايران فقط
مشعلدار علم نبوده بلكه مشعل خود را به اروپا سپرد و هنوز آن مشعل با
نوري درخشانتر ازهميشه ميسوزد
پرفسور
آندره گدار
باستان شناس :
هنر ایران در زمان شاهنشاهان هخامنشی همانند هنر آشوری ها میباشد و همه جا کوشیده
شده است عظمت و
قدرت ایران و پادشاه آن را نشان بدهد.این معماری همانند معماری
یونانیان دارای ذوق و سلیقه موزونی است ولی معماری هخامنشی عمیقا هنر آسیایی
است .
ایران و یونان از هنرهای یکدیگر مطلع بودند و هر دو معماری جدا از یکدیگر به جای
گذاشتند تا با هم متفاوت باشد و این از خصم دیرینه
آنان به یکدیگر سرچشمه داشت
پرفسور
هرتسفلد در كتاب
بررسي هنر مينويسد:
از اينكه فلات
سمت شرقي بين النهرين يعني
ايران در آخرين مرحله عصر حجر يعني در اواخر هزاره پنجم
قبل
از ميلاد داراي تمدن پيشرفته بوده شكي نيست
پرفسور هرتسفلد
باستان شناس
هنر و شکوه شاهنشاهی هخامشی به وضوح در این کاخهای پارسه رویت میشود و این معماری
به هیچ وجه با معماری
یونانیان قابل مقایسه نیست و نه تنها بر گرفته از معماری
یونان نیست بلکه نمونه بارزی از معماری شرق باستان و امپراتوری ایران است
پرفسور پوپ
ایرنشناس
بزرگ معاصر:
فنون كشاورزي و
فلز كاري و انديشه كاري ديني و فلسفي و نوشتن و علم
اعداد و نجوم و رياضي از سرزميني كه
امروز خاورميانه
خوانده ميشود آغاز گشته و سرچشمه بسياري از اينامور فرهنگي در فلات
ايران است
پرفسور پوپ
تمدن شاهنشاهی هخامنشی ما را با نخستین پادشاهی معتبرجهان که یکی از منظم ترین و
مقتدرترین و بدون هیچ تردید عادلترین دولتهای
تاریخ بشر بوده روبرو می کند . یونانی
ها همیشه با ترس و احترام از شاه "سارد" که تنها یکی از زیر مجموعه های شاهنشاه
ایران بوده است
یاد میکردند و شاه سارد را شاه بزرگ میخواندند . شاهنشاهی هخامنشی
بر اساس اصول اخلاقی و مذهبی بسیار متینی استوار گشته بوده است .
اصول این حکومت
مدارا نمودن با تمام ادیان و نژادها بوده است . در سراسر امپراتوری بی همانند آنان
مردمان با آسایش و رفاه زندگی میکردند و
به همین جهت است که یکی از بزگترین مراحل
تمدن بشر در همین دوران طی گشته است . به جرات میتوان گفت دولت آنان "دولت آزادگان"
بوده است و احساس مسئولیت - وطن پرستی - یکتا پرستی و صفای روان و حفظ حقوق ادیان
به شیوه شگفتی رعایت میشده است
.
پرفسور پوپ
تاريخ مختصرتمدن وفرهنگ ايران:اگر
بطور دقيق به تاريخ جهان نظري داشته باشيم
و بخواهيم بررسي كنيم كه تمدن از كجا و از چه زماني
شروع شده
است ميبينيم كه تمدن فعلي مغرب زمين متاثر از تمدنو فرهنگ شرِق
است و اگر در تاريخ شرِ به جستجو بپردازيم نتيجه ئي كه ميگيريم
آنست
كه كشور ايران گهواره تمدن بشر است وسهم بزرگي در پيشرفت
تمدن جهان داشته است حفاريهايي كه در قسمتهاي مختلف ايران
به عمل آمده عقيده آن
دسته از باستان شناسان را كه معتقد بودند تمدن
ايران از بينالنهرين اخذ شده تغيير داده و به طور صريح اظهار
نظر شده است كه تمدن از فلات ايران به
مغرب وجلگه بين النهرين
رفته است
دکتر ریچارد فرای
ویرانه های تخت جمشید با کاخهای پارسه نشانه های هنر شگفت جهان باستان است .
ویرانه های این عظمت به راستی انسان را
مبهوت خودش میکند . چه برسد به زمانی که این
کاخهای ایرانیان با سنگهای قیمتی و سربازان پادشاهی و ستونهای عظیم پابرجا بوده
هانري بر
دانشمند فرانسوي
کورش هخامنشی برعکس سلاطين قسيالقب و ظالم بابل و آسور بسيار عادل و رحيم و مهربان
بود زيرا اخلاق روح ايراني
اساسش تعليمات زردشت بوده. به همين سبب بود که شاهنشاهان
هخامنشي خود را مظهر صفات (خشترا) ميشمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند
دانسته و آنرا براي خير بشر و آسايش و سعادت جامعه انسان صرف ميکردند
پیر لوتی
نویسنده مشهور فرانسوی
کاخهای شاهنشاهی تخت جمشید یا پارسه یکی از عجایب دنیای قدیم بوده است و با اهرام
مصر از حیث غرابت برابری
میکند . تمام کتیبه های موجود در این کاخها با انسان سخن
میگوید و درس عبرتی برای آیندگان است
.
اوژن فلاندن
مورخ فرانسوی
درساخت پرسپولیس دوعامل وجود داشته است دست پرقدرت بشر و مهارت استادان . این در
تصاویر عظیم الجسته پادشاهان
و نمادهای ملی ایرانیان آشکار است . شک ندارم که
باستان شناسان این نکته را اثبات کرده اند . تخت جمشید در بین آثار باستانی جهانی
اهمیت خاصی
دارد . زیرا هرکس با دیدن آن مات و مبهوت می شود . هر چه در تخت جمشید
است سرمشقی برای استادان امروزی است
افلاطون
:
کتاب قوانين
پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از
اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور
بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او (
کورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین
انسان دوستانه و
برابری ها راهنمایی میکردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود
داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند .
از
این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و
مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام
میگرفت
افلاطون :
کتاب الکبیادس یکم
کودکان پارسی از 7 سالگی در نزد آموزگاران خود دوره می دیدند . بعد از اینکه به سن
14 سالگی رسیدند استادان آنان از
آموزگاران شاهنشاهی انتخاب میشد و دوره های
پیشرفته را آموزش میدیدند . اینان ( پارسیان ) ذاتا دادگرترین - میانه روترین و
دلیرترین مردمان هستند .
آموزگار نخست به آنان تعالیم زرتشت را آموزش میدهد .
آموزگار دوم دادگری و روش نیک در سراسر زندگی را به آنان آموزش میدهد . آموزگار سوم
میانه روی - دوری کردن از خوی خودپسندی و چیره شدن به شهوات و امیال شخصی را به
آنان آموزش میدهد . آموزگار چهارم دلیری و قدرت را به آنان
آوزش میدهد
كرونين
:تمدن
ايران از اهرام مصر قديمتر است. در هفت هزار سال پيش از ميلاد در سراسر خاك ايران كمتر نقطه اي يافت ميشد كه در آن جنگل و
مراتع
طبيعي نباشد . اگر غير ازين مي بود تمدن عظيم آريايي در ايران به وجود نميآمد
پرفسورمكث مولرگردآورنده
كتب مقدمه شرق وداشمند نامي مذاهب خاورزمين:زماني درتاريخ جهان وجوددارد كه پرستش
هورمزد پيروان پرستش
ديگررابوحشت انداخته بود
وهرگاه جنگ مارتن وسالاميس به غلبه ايرانيان وشكست يونانيان منجرميشد دين رسمي
امپراطوري كوروش يعني دين
هورمزد پرستي ممكن
بود مذهب تمام جهان متمدن گردد ، ايران امپراطوري آشور وبابل را درخود حل كرده بود
مكث مولر:فرمان
شاه ايران شاه شاهان به هند ويونان وسكيث ومصر صادر ميشد وهرگاه داريوش بياري
اهورامزدا استقلال يونانيان را از بين برده بود
مذهب پاك وبي آلايش زرتشت به آساني جاي گزين افسانه هاي المپيا ميشد
ديويد و رسيلي:مورخ
مشهور:كوروشاز حيث
كفايت وحزم وساير خصال نيكو،سرآمد معاصرين خود بود همانقدر كه دربرابر دشمن شجاعتي
بي نظير نشان ميداد نسبت به اتباع خويش نيز بزرگواربود
هانري بر
دانشمند فرانسوي در كتاب تمدن ايران
باستان :كوروش
پادشاه بزرگي بود كه برعكس سلاطين قسي القلب وظالم بابل وآشور ،بسيار عادل ورحيم
ومهربان بود زيرا اخلاق وروح ايراني اساسش بر تعليمات زرتشت بود
پاينده
ايران